مافیای عاشق
مافیای عاشق
پارت 5
که یهو وایساد برای خودش عجیب بود که چرا انقدر نگرانه ات و عصبانی شده
خودش میدونست که یه حسی به ات داره ، نتوست همینجوری وایسه پس یه سوپ درست کرد برای ات برد
جونگکوک: اینو بخور دکتر گفت ضعیف شدی
ات شروع کرد به خوردن سوپ کرد و نمیدونست کی ولی از خستگی خوابش برد و یهو جونگکوک بهش یه نگاه انداخت
جونگکوک: حیح کاش.. وقتی بهم نگاه میکنی هم اینجوری مغلوم و کیوت باشی
ویو جونگکوک
یه پتو روش انداختم و رفتم تو اتاقم خوابیدم
ویو ات
از خواب بیدار شدم که یهو.....
شرمنده انقدر کمه حالم خوب نیس
پارت 5
که یهو وایساد برای خودش عجیب بود که چرا انقدر نگرانه ات و عصبانی شده
خودش میدونست که یه حسی به ات داره ، نتوست همینجوری وایسه پس یه سوپ درست کرد برای ات برد
جونگکوک: اینو بخور دکتر گفت ضعیف شدی
ات شروع کرد به خوردن سوپ کرد و نمیدونست کی ولی از خستگی خوابش برد و یهو جونگکوک بهش یه نگاه انداخت
جونگکوک: حیح کاش.. وقتی بهم نگاه میکنی هم اینجوری مغلوم و کیوت باشی
ویو جونگکوک
یه پتو روش انداختم و رفتم تو اتاقم خوابیدم
ویو ات
از خواب بیدار شدم که یهو.....
شرمنده انقدر کمه حالم خوب نیس
- ۲۵۴
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط