پيرزنه ديد عزراييل داره مياد رفت تومهد نشست و شروع كرد رو
پيرزنه ديد عزراييل داره مياد رفت تومهد نشست و شروع كرد رون مرغ خوردن! عزراييل نشست پيشش گفت چكارميكني؟ پيرزنه باصداي بچگونه گفت قاقا ميخورم! عزراييل گفت بخور بريم ، د د !!
- ۴۸۸
- ۰۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط