{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام

خسته ام
وسایه ی هیچ درختی
هم قد حجم خستگی ام نیست!
خسته ام
و تو هرگز نخواهی فهمید
درختی که همیشه سایه اش را
برای دل خستگی های تو مهیا می کرد
چگونه از دردهای نگفته
خود را به تبرزن معرفی کرده است!

(مصطفی زاهدی)
دیدگاه ها (۲)

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتماوایل بهش میرسیدم،قشنگ بود...

صبح ها ملودی لبخنداز لحظه هامی باردلباس آرامش بپوشچتر فلسفه...

بادبادک تنها همانقدر از آسمان سهم میبردکه نخش به او اجازه ده...

صرف شام با زنی دیگرروزی همسرم از من خواست که با زن دیگری برا...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

بیا و در آغوشم بگیر،که بی‌تو،جویباری‌ام تنها،که به دریا دل ن...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

امیر المومنین:الهجرانُ عُقوبَةُ العِشقِهجران؛ کیفر عشق است.....

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚بــرایِ جـایِ خـالـیِ نـبــودنـتدارم بــهـای...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

به‌یمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است...امیر المومنین:الهجرانُ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۳: پناهگاه تاریکجونگ‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط