{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویسواوا شیمبورسکا یه جا گفته دیروز یک نفر در حضور من ا

ویسواوا شیمبورسکا یه جا گفته: «دیروز، یک نفر در حضور من اسم تو را بر زبان آورد، طوری شدم که انگار گل رُزِ خوشبویی به اتاق افتاده باشد». چقدر قشنگ اون حسی که به آدم منتقل میشه رو توصیف کرده.


.

.

.

.

.

تو انقد خوبی که میخواهم خدایی ک تورا آفریده ببوسم؛ راستی گفتی خدایت کجاست؟ نزدیک به رگ گردنت؟

.
.
.
.
.

دلم خجالت بعد بوسیدنتو میخواد...

#نهم_اردی‌بهشت
یک‌ونه‌دقیقه‌ی‌بامداد
دیدگاه ها (۰)

وقتی باهاش آشنا شدم احساس کردم بعد از چند سال سفر طولانی برگ...

نباید با من “فینگیلیش” چت کنید. نکنید تروخدا تمام سلولای بدن...

تبدیل شدم به ترکیبی از نگرانی دائمی و عصبانیت و درموندگی، او...

چشم افتادن بنظرم آخرین مرحله‌است. ‏این آخرین مرحله با دلخور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط