{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک تهکوک Love war پارت

فیک تهکوک. (Love ×war) پارت⁸

جیمین: هوممم بریم...

جیمین ویو

((رفتیم داخل کافه. نشستیم و سفارش دادیم ، طبق معمول کوک شیر موز سفارش داد. منم هات چاکلت و کیک مثل همیشه نشستیم یه کم حرف زدیم بعد یهو...گوشیم زنگ خورد جونگکوک برگشت تا نگاه کنه کیه اما من سریع گوشم رو قایم کردم. نه. اصلا. نباید بفهمه شماره ام رو دادم بهش.))

*فلش بک موقع مدرسه ، قبل اومدن جونگکوک*

یونگی: هی سوییتی‌ ، *تلفنش رو در آورد و داد بهم*
شماره ات رو اینجا بنویس.

جیمین: چ...چرا ؟

یونگی: هومممم...چون من میگم ؟

جیمین: آ...آخه...

یونگی: کامان‌ پسر ، آنقدر خجالتی نباش فقط یه شماره است.

جیمین: ((تلفن رو گرفتم و شماره ام رو داخلش نوشتم و بعد دوباره تلفن رو بهش پس دادم.))

یونگی: افرین کوچولو..

*پایان فلش بک*

جیمین: آه، جونگکوکا فکر کنم مامانم باشه؛ الان میام.

کوک: باشه هیونگ

((بلند شدم و رفتم بیرون و به تماس جواب دادم.))

*مکالمه ی تلفنی*

جیمین: چی میخوای ؟

یونگی: اوه، اوه، آروم باش کوچولو. فقط خواستم زنگ بزنم احوال پرسی.

جیمین: الان سرم شلوغه بعدا زنگ ب...

یونگی: با دوست کوچولوتی ، نه ؟ وایسا فکر کنم اسمش چی بود
امممم...جئون جونگکوک ؟

جیمین: ساکت شو.

*جونگکوک اومد بیرون*

کوک: هیونگ...

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

فیک تهکوک. (Love × war) پارت⁷جونگکوک ویویونگی: هرکاری دلم بخ...

فیک تهکوک. (Love × war) پارت⁶کوک ویو((دوباره نشستم و استاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط