{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت پرواز دگر هست با قاصدم

وقت پرواز دگر هست بيا قاصدكم
دل من سخت به تنگ است بيا قاصدكم
دست در دست نسيمى بده و زود بيا
دل من لك زده بر آن خنكا قاصدكم
بُگذَر از غرّش دريا و صداى طوفان
منم آن يار جگر سوخته ات قاصدكم
آن پر نرم و لطيفت بيمه یِ قلب من است
تو نترس از پر نرمت؛ بيا قاصدكم
سر راهِ تو اگر برگ و گلى سد شده است
ناز كن صورت زيبا و بيا قاصدكم
بُگذَر از روىِ چمنزار و دل سرو بلند
دست من گير و بلندم كُن هوا، قاصدكم
بس كه گفتم نشنيدند صدايت كردم
خلوتی است بگويم سخنم قاصدکم؟!
راستى اين همه احوال ملولم ديدى
آخر قصه ام او نیست چرا قاصدکم؟!
تو بيا پَر بده روح دل من از اين تن
كه هوای ِ در يار است سرم قاصدكم
دیدگاه ها (۵)

دلم دل تنگ باران ست وباران هم نمیباردگمانم هیچ کس اینجا گلِ ...

مرغک دل می کند پرواز دلتنگ توامهر شبی با من شود نا ساز دلتنگ...

مهربان‌بودم وَدنیا حاصلی جز شَر نداشتروزگار پُرغمم از ابتدا...

خالی از من شد تمام لحظه های ناب عشقدل دگر بی تو نمیگردد چنین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط