{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم دل تنگ باران ست وباران هم نمیبارد

دلم دل تنگ باران ست وباران هم نمیبارد
گمانم هیچ کس اینجا گلِ رؤیا نمیکارد
شکایت دارم از بادی که میاید ولی هرگز
برایم عطر شب بوهای مویت را نمیارد
اگر من ناجوانمردانه محرومم از آغوشت
در این پاییز بی مهری دلت مهمان نمیخواهد؟
درونم ، دم به دم میخواند اما او
نمیداند که جز آواز دلتنگی نمیخواند
هزاران بار دیگر هم بگویم رفته او دیگر
نمیدانم چرا با روح اشعارم نمیسازد
شنیدم از سفیدی های مویم با زبانی سرخ
چنین غمگین نبودست و از این پس هم نمیماند
دیدگاه ها (۷)

مرغک دل می کند پرواز دلتنگ توامهر شبی با من شود نا ساز دلتنگ...

بی نگاهت میل اندوه و خزان داریم ما چشمکی زن تا ابد آن را نها...

وقت پرواز دگر هست بيا قاصدكمدل من سخت به تنگ است بيا قاصدكمد...

مهربان‌بودم وَدنیا حاصلی جز شَر نداشتروزگار پُرغمم از ابتدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط