مجنونpart
مجنونpart¹²:
ا.ت:(خنده)میدونی چیه؟من هیچوقت نمیتونم فراموشت کنم چون کنارت حسی رو تجربه کردم که نمیدونستم وجود داره، تک تک کلماتی که بکار میبری پروانه های توی دلم وادار به رقص میکنه ،حتا اگه تکراری باشه بازم برام تازگی داره و من و از زمین جدا میکنه...:)
تهیونگ(خنده،ذوق)دورت بگردم فرشته من،میدونی من آخرش بخاطر دزدیدن تو از بهشت، میرم جهنم( خنده)
جدیدا داری مثل من حرف میزنیاا
ا.ت:پس چی؟:)(خنده) تازه دارم همه اینارو تو رمانمو مینویسم:)
تهیونگ:ولی این حرفا فقط برای توعه نه کس دیگه...(زیر لب)
------------
«حال»
«ویو ات»
«بی توجه به نگاه کردن توی چشمی در، بیپروا در رو باز کردم و با دیدن شخص روبهرو مثل فصل جدیدی از کتاب که با دیدنش هوش از سرت میپره،جا خوردم! نمیدونستم بغض کنم؟غرورم و حفظ کنم؟چیکار کنم...!»
...:ا.ت؟
ا.ت:اینجا چیکار میکنی؟
...:راستش... نمیدونم باید بات حرف میزدم!
ا.ت:...من...با..تو..حرفی ندارم!(جمله اخر چنان محکم و قاطع گفت که لحظه ای سکوت مرگباری شکل گرفت...)
...:ببین....
-------------
#مجنون #تهیونگ #بیتیاس #جنی #فیک #سناریو
ا.ت:(خنده)میدونی چیه؟من هیچوقت نمیتونم فراموشت کنم چون کنارت حسی رو تجربه کردم که نمیدونستم وجود داره، تک تک کلماتی که بکار میبری پروانه های توی دلم وادار به رقص میکنه ،حتا اگه تکراری باشه بازم برام تازگی داره و من و از زمین جدا میکنه...:)
تهیونگ(خنده،ذوق)دورت بگردم فرشته من،میدونی من آخرش بخاطر دزدیدن تو از بهشت، میرم جهنم( خنده)
جدیدا داری مثل من حرف میزنیاا
ا.ت:پس چی؟:)(خنده) تازه دارم همه اینارو تو رمانمو مینویسم:)
تهیونگ:ولی این حرفا فقط برای توعه نه کس دیگه...(زیر لب)
------------
«حال»
«ویو ات»
«بی توجه به نگاه کردن توی چشمی در، بیپروا در رو باز کردم و با دیدن شخص روبهرو مثل فصل جدیدی از کتاب که با دیدنش هوش از سرت میپره،جا خوردم! نمیدونستم بغض کنم؟غرورم و حفظ کنم؟چیکار کنم...!»
...:ا.ت؟
ا.ت:اینجا چیکار میکنی؟
...:راستش... نمیدونم باید بات حرف میزدم!
ا.ت:...من...با..تو..حرفی ندارم!(جمله اخر چنان محکم و قاطع گفت که لحظه ای سکوت مرگباری شکل گرفت...)
...:ببین....
-------------
#مجنون #تهیونگ #بیتیاس #جنی #فیک #سناریو
- ۵.۰k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط