{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن بهار

آن بهار
و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت
با دلم میگفت نگاه کن
تو هیچ گاه پیش نرفتی تو فرو رفتی...... فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۲)

همیشه مهربان خواهم ماندحتی اگر کسی قدر مهربانیم را نداندمن خ...

اوج غم قصه در این شعر همینجاستمن بی تو پریشان و تو انگار نه ...

بهار...و این همه دلتنگی؟!نه،شاید فرشته ای به اشتباهفصل‌ها را...

طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست

بهار آمد...نه فقط برای بازگشتِ پرنده‌ها،نه فقط برای سبز شدنِ...

۱۰۵کیان : نگاش کن همزمان داره هر هر میخنده رزت : باشه باشه ب...

آرام آرام آمدی و بر کویر دلم ریشه دواندی وبا باران محبتت زخم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط