{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازدرخلوت من دست خیال

بازدرخلوت من دست خیال

صورت شاد تورا نقش نمود

بر لبانت هوس مستی ریخت

در نگاهت عطش توفان بود

یاد آن شب که تورا دیدم وگفت

دل من با دلت افسانه ی عشق

چشم من دید در آن چشم سیاه

نگهی تشنه و دیوانه ی عشق

رفتی و دردل من ماند بجای

عشقی آلوده به نومیدی و درد

نگهی گمشده در پرده ی اشک

حسرتی یخ زده در خنده ی سرد
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

contract 🍷#contract 𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇ویو هویج: نور ماه روی کلیسا میتابید...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

باز در چهره خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و د...

باز در چهره خاموش خيالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و د...

رفتی و در دل من ماند بجای،،عشقی آلوده به نومیدی و درد،،نگهی ...

باز در چهره خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و د...

باز در چهرهٔ خاموش خیال,خنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط