{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه بر روی زمین زل میزنم

گاه بر روی زمین زل میزنم
گاه بر حافظ تفأل میزنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت

"ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم"
دیدگاه ها (۴)

میثاق خمینی را با خامنه ای بستیمتا لحظه جان دادن با خا...

نفرین گل سرخ بر این شرمکه نگذاشتیک‌بار به پیراهن توبوسه بکار...

إِلَهِی أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِیخدایا بزرگیِ جنایت...

رخساره نشان دادیبی دین و دلم کردیبگشای خم گیسوبی طاقت و تابم...

اینکه مَردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببر...

پارت ۱۶خون جلوی چشم های اوبیتو را گرفته بود، زاویه دیدش تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط