میگن

میگن :
" گاهی اوقات کسی که بهت صدمه زده رو نگه میداری
چون شادی ای که بهت میده
بیشتر از دردیه که بهت میده ! "
اما من هیچ وقت اینطوری نبودم ...
من ...
هیچ وقت نتونستم لباسِ سفید محبوبم رو ...
که یه لک بزرگ روش نشسته ، بپوشم و باور کنم
اون فقط یه لک کوچیکه
و اون لباس هنوز قشنگه و بهم میاد ...
من ترکت کردم ...
چون غم و دردی که بهم می دادی
بیشتر از توان و تحملم بود ...
من فکر می کردم میشه با دلیلِ عشق ...
همه ی بدی ها و اشتباهات یک نفرو پذیرفت و کنار اومد ...
اما نتونستم ....
باشه ...
شاید من عاشق نبودم ............
دیدگاه ها (۲)

تو آدمِ خوبی نبودی ...این را خودت هم می‌دانستیتو عادت کرده‌ب...

به آدمها نباید زیاد نزدیک شد…آدمها با ابهاماتشان زیباترند .....

همه ی دخترها ...عاشق پسری میشوند که مغرور است ...اما با مردی...

من غمگینم ...ولی تو نباش غمگین ترم میکنه ................

ظهور ازدواج )( پارت ۳۱۸ فصل ۳ )جمله شو ادامه نداد و تلخ :گفت...

پارت ۳ موضوع : نفرین عشق سیاه جی چا: بعد تموم شدن صدای جیغم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط