{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک بی من نرو من بیقرارت آمدم

قاصدک  بی من  نرو  من  بیقرارت  آمدم
در پی معشوقِ جان از کوچه سارت آمدم
من چو  تو پر می کشم بر آسمان  ابریت
مانده ام تنهای شب چشم انتظارت آمدم
قاصدک تنها نرو من ماندم ویادش به دل
با  نسیمِ  گُلشن   و   پُشتِ  غُبارت   آمدم
سرکشم  کوه و بیابان شُعله اندازم بجان
با دو صد شوقِ هزاران  در  گُذارت  آمدم
گر رسانی  دل  به دلدارم  شوم  قربانیت
در  شبِ  آخر   به  شوقِ  گُلعذارت  آمدم
دیدگاه ها (۶)

به خود آمدم انگار تویی در من بود این کمی بیشتر از دل به کسی ...

قسم به پاییزی که در راه است و به پچ پچ های عاشقانه ی برگ ها....

دلم تنگ است و یادِ یار دارداز این بازیچه ها بسیار داردگهی بر...

دردت بجانم  مانده و جان در پی جان می روددر عالم  شوریده اش  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط