{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچدار نمیشدی پارت 10(اخر)

وقتی بچدار نمیشدی پارت 10(اخر)
اون صحنه ای که رد میز ناهارخوری ی عالمه چیز های خوشمزه بود و روز پذیرایی ی دیس پر از خوراکی های خوشمزه بود ی گل خوشگل و ی باکس گوگولی.

یونا(با خوشحالی):واااااییییی.کوکی(بغلش،کردم)
عاشقتم.
کوک:من بیش‌تر.
اون شب بهترین شب زندگیم بود با هم غذا خوردبم اسکویید گیم فصل ۳ رو تموم کردیم!
خیلی به من خوش گذشت‌.

1سال بعد.....

من نتوستم بچدار شم اما خب....اوممم...از پرورشگاه آوردم.
ی دختر ۱ ساله ی گوگولی به اسم سونیو من خیلی دوستش دارم جونگ کوک هم همینطور قرار شد که وقتی ۱۸ سالش شد بهش بگیم اما کو تا اون موقع ۱۷ سال مونده فعلا میخوایم با هم دیگه به خولی و خوشی زندگی کنیم.
پایان....
بچه ها لطفا عکس هارو چک‌کنید😘
دیدگاه ها (۰)

وقتی عضو هشتمی بهت توجه‌نمیکنن پارت1.....سلام.من کیم سنا هست...

سناریو ماه بونتن

_Bad boy __پسر بد _(شرایط پارت گذاشتن؟ هر هفته پنج پارت آپلو...

رمان خرس عسلی پارت ۳ویو کوک‌رسیدیم اونجایی که پدرم گفته بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط