{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم با خدایم رازو نیاز میکردم

داشتم با خدایم رازو نیاز میکردم
گفتم چرا مرا افریدی من چرا ب دنیاامدم
ندا امد و گفت




















اخه تو محشری از همه سری ^__^
اینطوری تا ب حال قانع نشده بودم :|
دیدگاه ها (۲)

دخمل بچه ک بودم

بیخود دلتون رو به عشق خوش نکنید!من عاقبت آنم!!!چشم های گریان...

ط...

ط...

رمان آرام باش

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

رمان آرام باش

پارت ۱۰

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رومان عشق مافیا پارت 28این پارتش جنایی میشہاز زبان ا/تاز کوک...

عاشقانه های شبنم

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

سلام پرنسسام.... خوبین؟؟ 🫠🫠بفرمایین پارت جدید.... The unwant...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط