{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیالت تخت عزیز 

خیالت تخت عزیز 
من سر خود را گرم میکنم 
با چیز های مختلف 
گاهی سر به دوستانم میزنم
شبها همان پیاده رو های همیشگی را گز میکنم
پای صحبت های مادر بزرگ و با آن چای های قندپهلوی زعفرانی اش می نشینم 
بعد از مدت ها با خواهر کوچکم خاله بازی می کنم
امروز با پدرم یک دست شطرنج زدم و چه کیفی داد 
خلاصه که دوران نبودت را با سرگرمی های مختلف می گذرانم
اما برایم عجیب است...
تو در نبود کسی که برایت می مرد چه می کنی...؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

چیز حقیقت!

یکم حرف حساب!

خواب دیدم!خوابِ همان شبِ شیرین و روز های تلخ بعدش را…رو به ر...

قشنگه بخون...خب...سال ها گذشتهازدواج کرده ام انگار!شقیقه های...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط