نمی دانم چه مرگش است
نمی دانم چه مرگش است
فقط هی یادش می رود
نباید به تو فکر کند؛
همین چند ساعت پیش
از باغچه همسایه جدایش کردم؛
رفته بود به هوای عطر لبخندهایت
تک تک گلها را می بوئید!
دلم را می گویم
که نمی دانم
چه مرگش است
و یاد نمیگیرد
نباید به تو فکر کند ..
فقط هی یادش می رود
نباید به تو فکر کند؛
همین چند ساعت پیش
از باغچه همسایه جدایش کردم؛
رفته بود به هوای عطر لبخندهایت
تک تک گلها را می بوئید!
دلم را می گویم
که نمی دانم
چه مرگش است
و یاد نمیگیرد
نباید به تو فکر کند ..
- ۷۹۵
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط