ادامه
ادامه
خوش بو داده امیل و ایون هم پول دادن مارگارت یک کیف چرم داد
و نوبت رسید به دامیان بچه ها دامیان یک خردن بند خوشگل داده بود کو داخلش به ۱۰۰ زبان دنیا نوشته شده بود که
من شمارا دوست دارم دومیان چوانیا رو دست داشت این رو داد
و انیا وقتی اینو دید پرید تو بغل دامیان و گفت
انیا:خیلی قشنگه دستت درد نکنه
و ولش کرد دامیان یکم سرخ شد و گفت
دامیان:خواه..ش اام م...م...می...میکنم
(بچم احساساتی شد اخیی )
پایان این پارت شرت ۷ نا لایک و ۳ تا کامنت
خوش بو داده امیل و ایون هم پول دادن مارگارت یک کیف چرم داد
و نوبت رسید به دامیان بچه ها دامیان یک خردن بند خوشگل داده بود کو داخلش به ۱۰۰ زبان دنیا نوشته شده بود که
من شمارا دوست دارم دومیان چوانیا رو دست داشت این رو داد
و انیا وقتی اینو دید پرید تو بغل دامیان و گفت
انیا:خیلی قشنگه دستت درد نکنه
و ولش کرد دامیان یکم سرخ شد و گفت
دامیان:خواه..ش اام م...م...می...میکنم
(بچم احساساتی شد اخیی )
پایان این پارت شرت ۷ نا لایک و ۳ تا کامنت
- ۱۲۵
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط