اےکاش توبودےکه بخوانےغزلم را
اےکاش توبودےکه بخوانےغزلم را
اشعارمراخوب بخوانےوببینی اجلم را
ازدرددلم پیرشدم تاب ونفس رفت
اےکاش توبودےکه بگیرےبغلم را
یک عمربه قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را
اشعارمراخوب بخوانےوببینی اجلم را
ازدرددلم پیرشدم تاب ونفس رفت
اےکاش توبودےکه بگیرےبغلم را
یک عمربه قلبم زده ام حسرت آنکه
یک لحظه بمیرم که ببینم عسلم را
- ۳۱۳
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط