{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مکتب عشق

در مکتب عشق
رفتم از بهر نیاز
گفت استاد :
اذان بگو
من از جان گفتم........................ #شهزاد
دیدگاه ها (۴)

شب ِ سرد ِ خزانی بودحضور درد جانی بودوجودم گرم این گردونفتاد...

فصل پاییز فصل ادراک و یقین فصل سرنوشت و طالع و جبین درس پا...

گیرم که سرم را به غمی کوفته ای رگبار تگرگ بر تنم دوخته ای از...

شبی مهتاب بود و کوچه ای باریک دل ِ وامانده از هر قصه ای تاری...

بچه ها رفتم لایو جوابمو دادددگفتم لطفا بگو سلام ایران گفت سل...

سلام آقاپاشو ریحانه‌تو آوردم 💔همون دختری که خودت اسمشو براش ...

گفت از حالت بگو . . .گفتم دلی ویران ، غمی پنهان ،تنی بی جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط