{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفس های کسی هست که نیست...
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

دو جام قبل و ... دو تا بعد کار می چسبددو جام بعد در آغوش یار...

شب بود و با خمیازه ها بیدار بودم روی سر آیینه ها آوار بودمدر...

من در میانِ دستهایت لانه ای دارمدر لابلای چشمهایت خانه ای دا...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

گاهی هر چقدر چشم می‌اندازی، هیچ راهی برای رسیدن به عشق نمی‌ب...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط