{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم کتابخونه میگم

رفتم کتابخونه میگم
ببخشید چیزی از سعدی دارید؟!



خانمه گفت کتابشو میخوایید؟!!!


گفتم نه،اگه ،زیرپوشی جورابی، انگشتری چیزی از خدابیامرز مونده میخوام. :-)
دیدگاه ها (۹)

دیروزازیه خانمی پرسیدم توکه شوهرداری چرادوست پسرداری گفت:واا...

خخخ ;-)دوستای گلم شب خوش

دیــگـہ کــات از مـــد افـتاده........؛)دوست پسرتـونو نـخـوا...

من رفتم ناهار با اجازه تون ,بفرمایید تورو خدا^_^

من ، معذرت میخوام...💔ببخشید، واقعا میگم !🥀همه چی تقصیر منه ...

Part: 10The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط