{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بر میگشتم به کودکی...

کاش بر میگشتم به کودکی...

چهره به چهره میشدم با او؛

با کسی که بافت وپشت کوه انداخت،

زنجیر ناقص سرنوشتم را...! ! !


🍁 «
دیدگاه ها (۱)

آخه قربون اون دستات بشم مامانم کاش الان بودی دستات و قرق تو ...

من وقتی کوچیک بودم و الان چه تغیری کردم .

گهگاهی بخوابصبح یک روز روشن، به طوز عجیبی احسای پوچی می کنی؛...

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

موسیقی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط