تو ماه پنجره ی شاعرانه ها بودی
تو ماه پنجره ی شاعرانه ها بودی
غروب عاشقی ام را بهانه ها بودی
کنار بــرکـه ی مغمـوم ناامیــد دلــم
به همنوایی نی ها ترانــه هــا بودی
زمــان بارش احساس بکـر هر غزلم
به قلب چون برهوتم جوانه هابودی
ببین چه دسته گلی رابه آب غم دادی
میـان سینـه ی تنگم زبانــه ها بودی
صدای عقل توآهنگ رفتنت را داشت
تو اصل فاصله ها را نشانه ها بودی
به مقصدی که توگفتی هنوزگمراهم
تو بارهــای کج روی شـانـه ها بودی
غروب عاشقی ام را بهانه ها بودی
کنار بــرکـه ی مغمـوم ناامیــد دلــم
به همنوایی نی ها ترانــه هــا بودی
زمــان بارش احساس بکـر هر غزلم
به قلب چون برهوتم جوانه هابودی
ببین چه دسته گلی رابه آب غم دادی
میـان سینـه ی تنگم زبانــه ها بودی
صدای عقل توآهنگ رفتنت را داشت
تو اصل فاصله ها را نشانه ها بودی
به مقصدی که توگفتی هنوزگمراهم
تو بارهــای کج روی شـانـه ها بودی
- ۴۷۸
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط