حواسمان را به آسمان پرت کردند تا جیب هایمان را جمع کنند

حواسمان را به آسمان پرت کردند تا جیب هایمان را جمع کنند؛ و ما، تا به خود آمدیم، مغزهایمان را با سیاه‌کننده شستند!...

- ‌شب شد و هنوز روز خوش دیده نمی‌شود
دیدگاه ها (۰)

چرا همیشه همه‌چیز با‌هم به‌ هم می‌ریزد؟! نمی‌شود بدی‌ها یکی‌...

اگر می‌توانستید از تنهایی حداکثر استفاده را ببرید، این همه د...

‏یک بار که داشتند به یک قطعه پیانو‌ گوش می‌کردند، سوکورو از ...

- وقتی بزرگ شدی، می‌خواهی چه کاره شوی؟!+ خوشحال.- سؤال را در...

🍁🧡#پاییز‌بهاریست‌ک‌عاشق‌شده‌است🧡🍁یلدا ...دخترِ بلند بالای آذ...

🔹کودکی ام را که مرور می کنم، قشنگ ترین قسمت های آن، تعطیلاتِ...

🌹🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط