{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p9
بیو جیمین

خیلی بد شد الان فک میکنه دوست دختر دارم واااااااای کاش همون اول شماره نمیدادم

بیو هینا
یعنی دوست دختر داره؟ اصلا به من چه من چرا باید حسودی کنم نه نه
کنار خونش وایساد نگاش کردم گفتم : چرا نمیری تو پارکینگ
گفت : ماشین کیه ؟
نگاه پنجره کردم یکی تو پارکینگ بود گفتم : میرم ببینم کیه
داشتم از ماشین پیاده میشدم دستمو گرفت گفت: نه بارون شدیده خیس میشی
گفتم : مهم نی لباس عوض میکنم
رفتم بیرون جیمینم پارک کردو اومد درو باز کرد با چیزی که دیدیم شکه شدیم همه جا پر شم و گل بود اما چیزی که دیدیم عجیب تر یه دختر با لباس خواب داشت اشوه میومد گفت : سلام ددی تو نیومدی من اومدم
داشتم از خنده جر میخوردم جیمین یه سرفه الکی کردو اون دختره برگشت با دیدن من کپ کرد بلند گفت: هینااا تو چرا با ددی من اومدی خوننننش
گفتم: اولا خفه شو دوما من همون خواهر پشت تلفنم احمق
هیچی نمیگفت جیمین نگاش رو چرخوندن گفت: برو بیرون همین حالا دیگه هم پاتو تو خونه ی من نزار
دختره یه کت کرد تنشو با گریه رفت جیمینم درو بست مونده بودیم چیکار کنیم هردو یه کیسه زباله برداشتیم من کلا جیمین خم شم ها رو جمع کرد ما سالن تمیز شد جیمین خواست بره لباس عوض کنه که صدام کرد رفتم دیدم روی تخت پر گل بود دیگه داشت خندم میگرفت
شروع کردم به قهقهه زدن و رو زمین نشستم جیمین گفت: چرا داری میخندی... گفتم: اخه.. اخه خیلی قیافت باحال بود 🤣🤣🤣همینجور داشتم میخندیدم که جیمین جلوم زانو زد خندم قطع شد اومد نزدیک ترو منو بوسید.. ازم جدا شدن گفت : . قتی میخندی خیلی بامزه میشی..

بله 😑درست فکر میکردم یه مثلث عشقی...

تا پارت بعدی جون به لب شین🤣
دیدگاه ها (۲)

کی بیداره 🤣🤣🤣

من چجوری ثابت کنم همو دوست دارررررررررن😤

p8بیو هیناسر تموم دادمو رفتیم تو راه بودی یه سکوت خیلی خوبی ...

یه رنگ انتخواب کنید برای ناخنام😊😊😇😇

p7 بیو جیمین این اولین بار زود دعوا نمیکنه و حرف گوش میکنه ف...

Part 6که یهو یه دختره زشت اومد داخل یه لباس خیلی باز پوشیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط