{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازت عصبانی بودم ، سیگارُ گذاشتی رو دستت

ازت عصبانی بودم ، سیگارُ گذاشتی رو دستت
چشاتُ از دردش بستی ولی بعد خندیدی گفتی : ببین از این به بعد هروقت خواستم برم سمت یکی دیگه جایِ سوختگیِ سیگارُ رو دستم میبینمُ یادم میاد تورو دارم تو فقط نگام کن ... #
دیدگاه ها (۲۴)

مرد باش،پاش وایسانزارتواین دنیای کثیف هر ادمه نامردی به خاطر...

کسی نی بحرفیم؟

به عشق ارباب سیه میپوشم...

یع {قَلب} داشتم اونَم بردیش😌 😍 💋 🗝 👐

p2از رو تخت بلند شدم به سمت پنجره رفتم قفل بود آروم و خونسرد...

بازی عشقی پارت دوویو ایساگی:رین با عصبانیت اومد جلو... دروغ ...

فریب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط