اتدر برابر وی میخچای بدی بهم

ا.ت:در برابر وی میخچای بدی بهم؟
شوگا: پول ثروت یه ویلا خارج از کره تا جین پیدات نکنه
به دستم اشاره کردم
ا.ت:ولی من ردیاب دارم(قضیه ردیابشو ا.ت دروغ گفته)
ماشین نگه داشت
شوگا: میتونم غیر فعالش کنم
ا.ت:خوبه
خواستم پیاده بشم که دستمو گرفت
شوگا:فقط با این گوشی باهام در ارتباط باش
گوشیو گذاشت تو دستم
ا.ت:باشه مخفیش میکنم ولی زیر معامله نباید بزنیم به همون اندازه ای که زرنکی منم هستم
یه پوزخند زد
شوگا:میدونم
پیاده شدم ماشینش حرکت کرد
چیکار کنم ؟چیکار کنم؟اگه براش انجام بدم میفرستتم خارج
ولی جین بهم رحم کرد اون بهم اعتماد داره
چیکار کنم؟ عاه این وضعیتو دوست ندارم
تاکسس گرفتمو راه افتادم سمت شرکت تا هم استعفا بدم هم لیم و جنیو ببینم
رسیدم شرکت پیاده شدم
رفتم داخل شرکت همون شرکت بود
بوه ا.ت چته یه هفته نبودی چی باید تغییر کنه
با چشام دنبال لیم کشتم نبود رفتم سمت کافه شرکت
بله عاقا با عشقش رو صندلی نشسته
رفتم سمت میزشون
ا.ت:شما یه دوست سفارش دادین؟
سرشو بالا اورد
لیم:ا.ت
بلند شد از جاش
لیم:خودتی؟
ا.ت:اوهوم یع جوری میگی انگار از گور برگشتم
لیم: معلوم هست چت شده؟*عصبی
ا.ت:عوض بغل کردنته؟
محکم بغلم کرد
ا‌ت:دلم برات تنگ شده بود
لیم:کجا بودی چرا تماسامو جواب ندادی؟
ا.ت:توضیح میدم برای همشون توضیح دارم.

اما متاسفم لیم وارد یه بازی شدم که نمیتونم راجبش بهت چیزی بگم متاسفم که باید دروغ بگم
لیم:بشین
صندلیو کشیدم عقبو نشستم
ا.ت:تو چطپری جنی؟
جنی:ممنون خوبم
ا.ت: خوشحالم که بلاخره لیم اعتراف کرد *خنده
ا.ت:میترسید از دستت بده هی بهش میگفتم جنی منو باتو میبینه میخواد منو خفه کنه بعد تو میگی جواب رد میده*خنده
لیم:تو کجا بودی؟چرا یهویی رفتی؟
ا.ت:دایم حالش خوب نبود مجبور بودم سریع برم بوسان انقد عجله داشتم که گوشیمم افتاد تو اب داغون شد
لیم:داییت الان حالش خوبه
ا.ت:اوهوم خواستم یهویی بیام غافلگیرت کنم
لیم:خیلی خوشحالم میمونی دیگه؟
ا.ت:راستش اومدم استعفا بدم
لیم:چی؟
ا.ت:اوهوم میخوام برم بوسان
لیم:چی؟چرا؟
یه لبخند تلخ زدم
ا.ت: باید مراقب داییم باشم نمیتونم تنهاش بزارم شاید بیام سئول بهتون سر بزنم
لیم:نمیشد نری؟
ا.ت:متاسفم امروزم اومدم بهتون یه سر بزنم
ا.ت:نگران نباش من بهت زنگ میزنم
دیدگاه ها (۰)

ا.ت:ازهمه بهتر من میخوام عروسیتون باشم با جنی کلی حرف دارم ج...

نمیخوام دارم زره زره همه دوستامو نا امید میکنم هیچ کسیو ندار...

از کی تاحالا جین دختر شکنجه میکنه؟ یه کاسه ای زیر نیم کاسشهد...

یهو جین دستمو گرفتو کشیدتم پایینا.ت:چته دستم درد گرفتجین: دا...

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

پارت ۳ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط