{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم تنهایی

غم تنهایی
مرا برد از این محفل
به یادت باشد این حرفم؛
نشد آرام این دل،
وقتی که رفتی.
دیدگاه ها (۳)

گاهی آدم دوست دارد کفش هایش را در بیاورد ویواشکی از خودش دور...

کمی بیشتر هوایم را داشته باش .....این روزها.....جز هوای تو.....

هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختند شبیه پلنگ یا خرس هم نساختند ب...

کاش باران هم نشستن را بلد بودمثل برف...فریدالدین عطارپور

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

غم تو مرا گوشه نشین کرد روحت شاد یادت همیشه گرامی پدر ایرا...

دلتنگی مرا به تماشا نشسته بوداین زن که زنگ میزد و در دسترس ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط