{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده‌هایت روی زخمِ زندگی مرهم کشید

خنده‌هایت روی زخمِ زندگی مرهم کشید
آمدی و عشقِ تو خطّی به روی غم کشید
تاری از موی تو را دیدم، جهانم تار شد
یک نفر در گردنم این حلقه را محکم کشید
گونه‌هایت تر شدند از نم‌نمِ باران عشق
روی برگِ گل خدا با دست خود شبنم کشید
هر کسی روی تو را دید اختیار از دست داد
تا بگیری دست او را، دست از عالم کشید
مطمئنم می‌رساند عاقبت ما را به هم
آن کسی که نخ به نخ موی تو را درهم کشید
فتح کرد آهسته چشمانت دل دیوانه را
حسِ خوبِ عاشقی آخر در آغوشم کشید..
دیدگاه ها (۹)

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

آنقدر با بهانه نوشتم نیامدی شعر وغزل شبانه نوشتم نیام...

نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیستحال من بعد وداعت بخدا بحران...

کاش در دهکده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت کمی ارزانی یود ک...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

#چندپارتی#لینو#استری_کیدز {My enemy}part²⁴.....ویو ا.ت اون ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط