{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳
فیک تنها یار

ویو ایزوکو
به سمت مدرسه رفتم وقتی وارد مدرسه شدم پشمام ریخت میدونی چرا ؟
چونکه حیاطش خیلی بزرگ بود
بزارید براتون توضیح بدم فکرکنین به اندازه ی ۲ تا کاخ سفید جا بود توش (مدرسه قبلی منم همینجوری بود 🙃)
وقتی رفتم تو سالشون دیدم اون حتی بزرگتر بود طبقه دوم و سوم داشت از دختره که مال همین مدرسه بود داشت رد میشد پرسیدم
(علامت ایزوکو *)
* سلام دفتر مدیر میشه بگی کجاست گفت
(دوستان یک اسپویل کوچیک اینجا میگم این شخص تو پارت های دیگه هم هست 🙃🫠)
؟ طبقه آخر یعنی طبقه سوم ، میشه یک سوال بپرسم
* آرهبپرس راحت باش
؟ قراره اینجا درس بخونی
* اده میخواستم برم دفتر مدیر تا کلاسم رو بدونم کجاست
؟ باشه دیگه مزاحم نمیشم بهتر بری چون اگه دیر به کلاس برسی راهت نمیدن
* اوه باشه ممنون فعلا
؟ فعلا
ویو ایزوکو
بعد از اینکه باهاش خدافظی کردم و به سمت دفتر مدیر رفتم

ادامش مال پارت چهارِ
شرط نداره تا پارت بعدی فعلا عزیزانم
دیدگاه ها (۰)

کاکتر های جدید 👆🏻دکمه لایک بالا رو قرمز میکنی 🫠#کیپاپ #سرگرم...

کپشن مهم بچه ها تو دلفان فیلم سینمایی بی تی اس هست

به کانال فرزندان کوروش کبیر بیا https://eitaa.com/iamuran

پارت اول چند شاتی وقتی آسیب دیده بودیم معرفی ا.ت: یک دختر ۲۶...

اولین فیکم تنها یار پارت دوم ویو باکوگو صبح با صدای این پیری...

عشق بانمک من پارت یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط