{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم دیوار می خواهد

دلم دیوار می خواهد
دلم یک تکیه گاه ، یک پشت
دلم امنیتی آگاه می خواهد.
میان موج غول آسای این دلشوره ها ، دلواپسی ها
در این دریای نا آرام
دراین دریای دور از ساحل و مأ وا
برای لنج سرگردان در هم رفته ام
دلم یک نا خدای با خدای پخته می خواهد.
فغانم
شیونم
اگر بشکافیم یک توده ی دردم
هرچه فریاد میزنم انگار، باز هم جا مانده از خلقم
باز هم فردم
کجاست، آنکه مرا همراه گرداند
اگر تا سرزمینی دور
اگر تا مرز آزادی
اگر تا نقطه ی پرواز خواهد رفت.
من از حس سفر لبریزم و بی خود
در این اتراق سرد و خشک و نا آرام
دلم یک کاروان رهسپار نور می خواهد
برای جرعه ای با دیگران
با این جهان بودن چقدر سخت است
جهان اندیشه ی جنگ است
جهان اندیشه ی فقر است
جهان اندیشه ایست در طوق استعمار
ومن در خویشتن چیز دگر دارم
که خلق و خاک را بیگانه پندارم.
زبان من زبان این ولایت نیست
نیاز من نیاز این جماعت نیست
من یکی جا مانده از کوچم
پرم را آتش عشق زمین سوزاند
هوای من هوای ماندگاری نیست
با که باید گفت !
با که باید گفت از رفتن
در این دنیای نا محرم
دلم یک محرم با رحم و با انصاف میخواهد.
دلم دیوار میخواهد
دلم یک تکیه گاه، یک امن
دلم امنیتی آگاه میخواهد.


دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

امیررضا کبودوند رزمایش پیامبر اکرم را محکوم کرد

آقای کبودوند رزمایش پیامبر اعظم را محکوم کرد

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط