{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Season

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲
Season: 𝟮
Part:𝟮𝟲
اگه قبولم نکنه چی اگه بگه اینهمه مدت کجا بودی چه جوابی بدم بهش باید چیکار کنم...
سوار ماشین شدم..
خیلی دلم براش تنگ شده بود اونقدری که نمیتونستم نرم پیشش
با سرعت زیادی میروندم
فقط میخاستم برم و بغلش کنم
ویوی ات:
دیگه تقریبا باورم شده بود جونگ کوک نمیاد
دیگه نمیتونستم اینجوری بمونم
یونارو برداشتم و توی بغل گرفتمش
_مامانی معذرت میخاد
انگار اروم گرفته بود و خوابش برده بود
نمیشد اینجوری بمونم تو اینه خودمو نگاه کردم چرا اینجوری شدم..
لبخند زدم
_تموم شده ات همچی اون..نیست ممکنه اونور عاشق یکی شده باشه
هرچی بیشتر بهش فکر میکردم قلبم فشورده تر میشد
تو چشمام اشک جمع شده بود
یه ارایش ملیح کردم و یه دستی به صورت و موهام زدم
_اینجوری بهتره ات بهتره فراموشش کنی
که یکدفعه زنگ خونه خورد
دیدگاه ها (۳)

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟱پنج مین بعد...گفتن که مین هو...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟰تو این فکر بودم چطوری باید ب...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟯چندروز بعد..ویوی هوانگ مین:ج...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟮ویوی ات:چیزی برام مهم نبود ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط