{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخش مرا که برای نگاهت کافی نبوده ام

ببخش مرا که برای نگاهت کافی نبوده ام
ببخش اگر دستانم ،
برای نگاه داشتنت کوچک بود
ببخش مرا اگر در قلبم جا شدی
و دیگر برای هیچ جا نبود
اکنون که مرده ام مرا ببخش
اکنون که عاشقم مرا ببخش
ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هایت که عاشقم کرد
و به خاطر تمام اشکهایم که گرفتارت کرد
ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هایت زیاد شد
اکنون که دیگر نیستم مرا ببخش!
اکنون که از یاد برد ه ای با تو زیسته ام مرا ببخش
مرا ببخش اگر نامت را زیاد می خواندم
و یا اگر زیاد در پیش تو می ماندم
آنقدر که حوصله ات را سر میبردم ..
اکنون که نمی خندم مرا ببخش ...
اکنون که دیگر هیچگاه اشکی ندارم مرا ببخش!!
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

P²³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط