{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام این سالها

تمام این سالها
باد
سرش درد می کرد
تمام این سالها
باد
دلشوره رفتن "تو" را داشت
و من
هرگز نفهمیدم
که باد
از دلشوره نبودنت
- تمام شب -
میان دستهای پنجره
جان می دهد!
دیدگاه ها (۱)

مثلِ یک کوچه‌ی بن‌بست خرابت شده‌ام گاهی از من بگذر، حسرتِ عا...

مدت هاست با خودم فکر میکنم چگونه شروع شدی در من! وقتی که اول...

ای زندگی تن و توانم همه توجانی و دلی ای دل و جانم همه توتو ه...

ما بر در عشق حلقه کوبانتو قفل زده، کلید برده

من تو را معمولی دوست ندارم؛ من با تو نفس می‌کشم، با صدایت آر...

یه جاده تو شب پنجره های پایین باد از لا به لای موهات عبور می...

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

زیبای من با تو می شود دستهای خوشبختی را گرفت از پله های شب ب...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط