هَـمیشه بـاید کَسـی باشد
هَـمیشه بـاید کَسـی باشد
کـــہ مــَعنی سه نقطههای انتهای جملههایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه باید کسـی باشد
تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چـانهات بفهمد
بـاید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردی، بفهمد...
کسی بـاشد
کـــہ اگر بهانه گیـر شدی بفهمد
کسی بـاشد
کـــہ اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیاج داری
بفهمد کـــہ درد داری
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهای کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ برای قَدمــ زدن زیرِ باران...
برای بوسیـدَنش
برای یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد ...
کـــہ مــَعنی سه نقطههای انتهای جملههایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه باید کسـی باشد
تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چـانهات بفهمد
بـاید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردی، بفهمد...
کسی بـاشد
کـــہ اگر بهانه گیـر شدی بفهمد
کسی بـاشد
کـــہ اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیاج داری
بفهمد کـــہ درد داری
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهای کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ برای قَدمــ زدن زیرِ باران...
برای بوسیـدَنش
برای یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد ...
- ۹۷۳
- ۰۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط