{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آواتار کورا

آواتار کورا

فصل اول باد

۱۳ سال پیش گروه لوتوس سفید پس از جستجوی بسیار در قبایل آب، در جستجوی آواتار جدید موفق به یافتن دختر بچه ای به نام کورا از قبیله جنوبی آب می شود. پس از ۱۳ سال تعلیم در خفا، کورا تبدیل به یک نوجوان ۱۷ ساله شده است که بر عناصر آب، خاک و آتش تسلط پیدا کرده است، ولی تسلط او صرفاً از جنبه فیزیکی افزارش بوده و فاقد هر گونه ارتباط و تعلیم روحی است. پس از اتمام آموزش آتش افزاری تصمیم گرفته می شود که او توسط تنزین، جوان ترین پسر انگ (آواتار قبلی)، تحت آموزش بادافزاری (که کورا کاملاً از آن عاجز است) و همچنین تعلیم روحی قرار گیرد، اما او به علت مشغولیت در شورای شهر جمهوری موقتاً از این کار خودداری می کند. به این علت کورا شبانه از مقر لوتوس سفید فرار می کند و مخفیانه به شهر جمهوری می آید. تنزین در ابتدا با حضور او مخالف است، ولی بعد از مدتی راضی می شود که کورا در جزیره معبد باد بماند و تعلیم ببیند.
پس از گشت و گذار در شهر، کورا به استادیوم مسابقات فنون افزارشی می رسد و با دو برادر، ماکوی آتش افزار و بولین خاک افزار، آشنا می شود و وارد تیم آنها می شود، ولی آنها ورودی لازم را برای شرکت در مسابقات ندارند. بولین از یکی از دوستانش در یکی از باندهای تبهکاری کمک می خواهد، ولی توسط گروه "تساوی خواهان" که ضد افزارش و حقوق افزارنده ها هستند دستگیر می شود. رهبر این گروه، "آمون"، طی یک مراسم از ستمگری افزارنده ها و ناتوانی آواتار در تأمین توازن سخن می گوید و خود را فرستاده ارواح معرفی می کند و می گوید قدرتی به او داده شده است که می تواند تساوی را بین همه برقرار کند: او می تواند قدرت افزارش را به صورت دایمی از بین ببرد. سپس در حضور طرفدارانش قدرت خود را روی گروهی اراذل با موفقیت اعمال می کند، ولی پیش از آنکه بتواند افزارش بولین را بگیرد، کورا و ماکو مراسم را به هم می زنند و او را نجات می دهند.
با انتشار خبر قدرت گرفتن تساوی خواهان، شورای شهر به پیشنهاد تارلاک آب افزار دستور تشکیل یک گروه برای مقابله با آنها را با شرکت کورا صادر می کند. همزمان ماکو با آسامی ساتو، دختر هیروشی ساتو، صنعتگر معروف و مخترع اتومبیل ("ساتومبیل")، آشنا می شود و از طریق او موفق به جلب رضایت هیروشی در حمایت کردن مالی از تیم آنها می شود. آنها وارد مسابقات می شوند و تا مرحله فینال هم پیش می روند، ولی در آنجا با ناداوری از رسیدن به جام محروم می شوند. در این حین تساوی خواهان به استادیوم حمله کرده و آمون افزارش تیم برنده را به عنوان "قوی ترین افزارنده ها" می گیرد و اعلام می کند که به زودی شهر مسلط می شود.
پس از این حمله تارلاک دستور به سختگیری بیشتر به غیر افزارنده ها را می دهد و حتی دوستان کورا را به خاطر دخالت در کارهایش دستگیر می کند. کورا با او در دفترش درگیر می شود، ولی در آستانه شکست، تارلاک به طرز مرموزی به کمک خون افزاری موفق به شکست دادن کورا می شود و او را در خانه اش زندانی می کند. در زندانش کورا برای اولین بار خاطراتی از انگ مشاهده می کند که سالها پیش فردی به نام یاکون را به جرم خون افزاری دستگیر کرده و قدرت او را گرفته بود. در این حین تارلاک ناگهان آمون و یارانش را در خانه خود می بیند و با خون افزاری سعی در مهار آنها را می کند، اما آمون در مقابل خون افزاری او مقاومت نشان می دهد و او را بی قدرت می کند. آمون به یارانش دستور می دهد که کورا را نیز بیاورند، ولی او موفق به فرار می شود.
با رسیدن به پایان بازی خود، آمون با کشتی های هوایی به شهر حمله می کند. کورا به دوستانش که از زندان آزاد شده اند می پیوندد و با ماکو به دنبال آمون می روند. آنها به صورت غیر منتظره تارلاک را در زندان آمون می بینند و او همه چیز را فاش می کند؛ او و آمون با نام اصلی نوآتاک پسران یاکون بودند که در فن خون افزاری بسیار ماهر بودند و حتی بدون ماه کامل می توانستند این کار را انجام دهند و آمون هم با همین قدرت افزارش افراد را می گیرد. کورا و ماکو نزد آمون می روند و مانع از گرفتن افزارش تنزین و فرزندانش می شوند. در این حین کورا افزارش خود را به آمون می بازد، ولی در کمال ناباوری می بیند که بادافزاری او فعال شده است و با استفاده از آن آمون را در بین طرفدارانش رسوا می کند و او با تارلاک فرار می کند و در حین گریختن تارلاک قایق آنها را منفجر می کند. شورای شهر منهدم می شود و انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود. کورا نیز بالاخره با انگ رابطه برقرار می کند و او قدرت افزارش او را باز می گرداند.

فصل دوم: ارواح

شش ماه پس از پایان فصل اول، در آستانه یک مراسم روحانی قبایل آب، کشتی هایی در نزدیکی قطب جنوب توسط ارواح خشمگین مورد حمله قرار می گیرند. اونالاک، رییس قبیله شمالی آب و عموی کورا، ادعا می
دیدگاه ها (۲)

بیوگرافی اوسیه جدیدم🩸✨️راستی من اوسیمو از رو خودم ساختم اخلا...

خبر فوری امیررضا کبودوند در اتاق جنگ

### 🖤 پارت ۱: سایه‌های قدرتسئول، شهری که هر شب با صدای گلوله...

مکس دیوانه: جاده خشم

نابودگر

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :به امیرالمؤمنین، امام ...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

بسیار مهم.اولین لبیک به مردی که قیام نکرد.نماز مغرب و عشا را...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

پیوند خون و اختیارپارت ۱۲ | پیوندی فراتر از خونسکوت سنگینی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط