{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..

..




کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!!
دیدگاه ها (۴)

گاه پر می شویی از حرفهایی برای نگفتن...آن زمان که نمی توانی ...

گاه پر می شویی از حرفهایی برای نگفتن...آن زمان که نمی توانی ...

● دریا که تو دلبسته‌ی آنی ز تو دل کند ای رود به این تجربه‌ی ...

تقديم به تو

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

بسم الله الرحمن الرحیم کمونیست و چوپان پیر :روزی کسی از کنار...

دهه‌شصتی‌های عزیز…زندگی را بردیم یا باختیم؟شاید هیچ‌کدام…ما ...

عاشقانه های شبنم

تلنگر 👇👇👇👇،جنگی که گلوله ندارد اما ذهن‌ها را تسخیر می‌کندامر...

LESSON

⚖️🖤 وکیل من 🖤⚖️یک داستان عاشقانه 💕، حقوقی ⚖️، هیجانی 🔥، درام...

⋆⃢🧁 رازِ کاپ‌کیک آخر🌸 ژانرعاشقانه • مهربانانه • زندگی روزمره...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط