{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایـن روزهـا،

ایـن روزهـا،

بـا تـو،

بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،

حـرف دارم.....

امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه پـای ایـن هـمـه حـرف....

دلـم تـنـگ اسـت،

فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو....

دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم....
دیدگاه ها (۳)

و باز من، و “حافظ”، و التهاب تفألی دیگر....! و باز تو، و جا...

خدایااااااااااااااااااا ! چقدر سخته که دلت پر از درد باشه و...

ابتدایش روایت ندارد... بهانه های آرامش مان که ته کشید, کمی ب...

خیالت که به جانم غُر می زند, محکوم به قتل عمدی آرزوهایی می ش...

تنهایی ام را پنهان میکنم .....در نوشته هایم ، درد دلم را ......

چه کنم چه کنم چه کنم من بی تو در این شب بارانیچه بگویم چه بگ...

عشق یعن پاک نآم تو در سرنوشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط