Forced marriage
Forced marriage
Part15
دیرم شده بود بدون توجه به هیچ چیز سریع آماده شدم تند تند به سمت پایین رفتم
به سمت در میرفتم که
با چیزی که به چشمم خورد به سمت مبل برگشتم
+اه پس توهم نزدم
تهیونگ روی مبل خوابیده بود
حتی به خودش زحمت نداده بود کفشاش از پاش بیرون بیاره
یکم نزدیکتر فتم که با بوی گند ا.کل فهمیدم چه خبره
از توی اتاقش پتو آوردم روش انداختم کفشاش از پاش در آوردم
برای آخرین بار به چهره ش نگاه کردم از خونه رفتم
وقتی در رو بستم، برای چند ثانیه همونجا وایستادم
نمیدونستم چرا دلم نمیخواست برم...
اما سریع افکارم رو کنار زدم الان وقت فکر کردن به اون نبود
ساعت رو نگاه کردم و با عجله به سمت ماشین رفتم
تمام مسیر ذهنم درگیر اتفاقات اون شب بود
حرفهایی که زد نگاه سردش و اینکه چرا همیشه بین ما یه دیوار نامرئی وجود داشت
خسته کفشامو بیرون آوردم سمت اتاقم میرفتم
-برگشتی
سرمو برگردوندم تهیونگ کنار دیوار نشیمن وایساده بود
قیافه ش با تمام روزا فرق میکرد زیر چشاش گود افتاده بود اون ابهت خاصی که همیشه داشت وجود نداشتن
+حالت خوبه؟
چیزی نگفت برگشت سمت نشیمن
نمیتونستم به اون قیافه و حالش توجهی نکنم
کیفمو همونجا داخل راهرو ول کردم سمت نشیمن رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake
Part15
دیرم شده بود بدون توجه به هیچ چیز سریع آماده شدم تند تند به سمت پایین رفتم
به سمت در میرفتم که
با چیزی که به چشمم خورد به سمت مبل برگشتم
+اه پس توهم نزدم
تهیونگ روی مبل خوابیده بود
حتی به خودش زحمت نداده بود کفشاش از پاش بیرون بیاره
یکم نزدیکتر فتم که با بوی گند ا.کل فهمیدم چه خبره
از توی اتاقش پتو آوردم روش انداختم کفشاش از پاش در آوردم
برای آخرین بار به چهره ش نگاه کردم از خونه رفتم
وقتی در رو بستم، برای چند ثانیه همونجا وایستادم
نمیدونستم چرا دلم نمیخواست برم...
اما سریع افکارم رو کنار زدم الان وقت فکر کردن به اون نبود
ساعت رو نگاه کردم و با عجله به سمت ماشین رفتم
تمام مسیر ذهنم درگیر اتفاقات اون شب بود
حرفهایی که زد نگاه سردش و اینکه چرا همیشه بین ما یه دیوار نامرئی وجود داشت
خسته کفشامو بیرون آوردم سمت اتاقم میرفتم
-برگشتی
سرمو برگردوندم تهیونگ کنار دیوار نشیمن وایساده بود
قیافه ش با تمام روزا فرق میکرد زیر چشاش گود افتاده بود اون ابهت خاصی که همیشه داشت وجود نداشتن
+حالت خوبه؟
چیزی نگفت برگشت سمت نشیمن
نمیتونستم به اون قیافه و حالش توجهی نکنم
کیفمو همونجا داخل راهرو ول کردم سمت نشیمن رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake
- ۴.۷k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط