{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced marriage

Forced marriage
Part13

امروز زودتر از خواب بیدار شدم رفتم دفترم

&چیشده امروز اخمات توهمه

+چیزی نیست

& هر وقت میگی چیزی نیست یعنی چیزی هست

+خوب منو می‌شناسی

&مگه میشه نشناسم

&خب نمیخوای بگی؟

+خب با تهیونگ بحثم شده

& یعنی واسه اون ناراحتی

+گفت که من سعی دارم با مادرش صمیمی شم تا دل اونو بدست بیارم و گفت که عاشق یکی دیگه ست

&خب تو از اینکه عاشق یکی دیگه ست ناراحتی؟

+چی؟ نه

&اهم تو که راست میگی از چشات معلومه

+هی چی میگی واسه خودت بچه پرو بیا برو بیرون کلی پرونده مونده

&باشه باشه رفتم

بعد رفتن جین سعی کردم به اون حرفا فکر نکنم به کارام برسم

مشغول پرونده ها بودم که در با شدت باز شد

شکه سرمو بالا آوردم

+هی مگه بلد نیستی در بزنی...آقای مین!




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake
دیدگاه ها (۱)

Forced marriagePart12صدای تهیونگ از پشت سرم شنیدم-جنا +بله؟-...

Forced marriagePart11دنباله لباسمو گرفتم از پله ها پایین رفت...

Forced marriagePart2رفتم سمت شرکت کیم میخواستم برم داخل که م...

Forced marriagePart9با نوری که به چشمم میخورد از خواب بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط