Forced marriage
Forced marriage
Part14
خیلی پرو اومد روی صندلی جلوی میز کارم نشست و به من زل زد
=خانم پارک بشین
روی صندلیم نشستم
=مثل اینکه نمیخواید پرونده منو حل کنید! درسته؟
خونسرد جوابش دادم
+بله من پرونده شمارو قبول نکردم
=چرا؟ اگه مشکل پوله میتونم بیشتر بپردازم
+بحث من پول نیست
=پس چیه؟
+به خودتون و کارتون یه توجهی کنید من برای یه خلافکار کار نمیکنم
=خیلی جرعت داری
+....
=خیله خب
پاشد سمت در رفت همونطور که پشت به من بود گفت
=ولی مواظب باشید
و رفت از اون حرفش فهمیدم که قرار نیست به همین راحتیا دست از سرم بردارن
بعد از رفتنشون جین سریع اومد سمت اتاقم
&چشد خوبی؟
+خوبم
& خوبه چیشد؟ تموم شد؟
+نه....هنوز نه
در خونه رو باز کردم رفتم داخل
تاریک و ساکت بود
چراغارو روشن کردم
وسایلم روی مبل انداختم سمت آشپزخونه رفتم
که چشمم به یادداشت روی میز خورد
-امشب نیستم
واسه چی برام یادداشت گذاشته!
بیخیال شدم سمت اتاقم رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake
Part14
خیلی پرو اومد روی صندلی جلوی میز کارم نشست و به من زل زد
=خانم پارک بشین
روی صندلیم نشستم
=مثل اینکه نمیخواید پرونده منو حل کنید! درسته؟
خونسرد جوابش دادم
+بله من پرونده شمارو قبول نکردم
=چرا؟ اگه مشکل پوله میتونم بیشتر بپردازم
+بحث من پول نیست
=پس چیه؟
+به خودتون و کارتون یه توجهی کنید من برای یه خلافکار کار نمیکنم
=خیلی جرعت داری
+....
=خیله خب
پاشد سمت در رفت همونطور که پشت به من بود گفت
=ولی مواظب باشید
و رفت از اون حرفش فهمیدم که قرار نیست به همین راحتیا دست از سرم بردارن
بعد از رفتنشون جین سریع اومد سمت اتاقم
&چشد خوبی؟
+خوبم
& خوبه چیشد؟ تموم شد؟
+نه....هنوز نه
در خونه رو باز کردم رفتم داخل
تاریک و ساکت بود
چراغارو روشن کردم
وسایلم روی مبل انداختم سمت آشپزخونه رفتم
که چشمم به یادداشت روی میز خورد
-امشب نیستم
واسه چی برام یادداشت گذاشته!
بیخیال شدم سمت اتاقم رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake
- ۳۱۶
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط