{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 6

Part 6
که به دیوار چسبیدم گفتم:
-چیکار میکنی؟
+بیب هیس.وگرنه شبت دردناک تر میشه!
متاسفانه من ذهن مریضی داریم و اصلا فکرم به جاهای خوب نمیره.چیکار کنم از این موقعیت خلاص بشم؟
-پریودم من.
+مهم نی من خوشحال میشم پسرم توت خونی بشه.
هلش دادم که افتاد روی کاناپه.
-عوضی تیمارستانی هوس باز.برو پیش دوست دخترت.
+یادته گفتم نیاز به زیر خواب دارم و اون تویی؟الان زیر خوابمو میخوام‌
-عوضییییییییی ازت متنفرم(داد)
+منم ازت متنفرم هرزه(داد)
-گمشو نزدیک من نیاااا(داد)
+میام خوبم میام(داد)

((نویسنده:حاجی داد تو داد شد که!
ته:تو خفه
نویسنده:باشه بابا))

من و بلند کرد و برد داخل یک اتاق که هیچکس حق ورود بهش رو نداشت.برعکس تصوراتم اتاق سفید و خوشگل بود.رو به رو تختم کلی آینه به دیوار چسبیده بود.وایسا نکنه که اینجا جایی که... .نههههه.داشتم عربده میکشیدم گلوم داشت میسوخت و تهیونگ هم داشت کار خودشو میکرد.(اسمات از این به بعد فقط تو پیوی تو کامنتا بنویسید تهیونگ براتون ارسال کنم)
صبح----»
با دل درد شدید بلند شدم تهیونگ نبود.تو اتاق خودم بودم ولی هیچی تنم نبود.رفتم جلو آینه خواستم گردنمو ببینم که دیدم یه چیزی روی سینم نوشته شده.هرزه‌.سریع لباس پوشیدم و از اتاق به بیرون آمدم که دیدم ته با یک دختر که فهمیدم دوست دخترشه حرف میزد و میخندید.
دیدگاه ها (۸)

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

فیک تهیونگ

پارت ۲

شاگرد لوس من

پسر بد (61)

پارت ۱سال ۲۰۱۴_ساعت ۷ و ۴۳ دقیقه صبح_تهیونگ:بالاخره تصمیم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط