پلیس من...p8
𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖...
کوک: هی تهیونگ خوبی؟
ته: آره الان خوبم...عه ببخشید
سریع از جونگ کوک فاصله گرفت فیلم بعد یه مدت تموم شد
کوک: شب بخیر
ته: شب بخیر
به اتاقش رفت سریع لامپ اتاق رو روشن کرد و به wc رفت
شروع کرد مسواک زدن همش احساس می کرد کسی رو توی آینه می بینه
آخر سرسریع دهنشو شست وسریع از wc بیرون اومد و از اتاق بیرون رفت که به یکی خورد اومد داد بزنه
کوک: هی آروم باش منم،چی شده؟
تهیونگ نفس راحتی کشید:
جو جونگ کوک فکنم یکی توی اتاقمه
کوک اخمی کرد : تو اتاقته؟ کجا بود؟
وارد اتاق شد
ته: توی دستشویی
جونگ کوک در دستشویی رو باز کرد دید کسی نیست کل اتاق رو هم زیرو رو کرد
کوک: کسی نیستش
ته: شاید توهم زدم
کوک: چقد من گفتم فیلمه رو نبینیم، کار دیگه ای باهام نداری؟
ته: ن نه
جونگ کوک از اتاق داشت بیرون می رفت که وایساد
کوک: میخوای...بیای اتاق من؟
ته: اتاق تو؟(شوک)
کوک:آره ق... قصد خاصی ندارم به خاطر اینکه می ترسی گفتم
ته: م می دونم اشکال نداره بیام؟
کوک: نه چه اشکالی بیا
دست تهیونگ رو گرفت چراغ اتاق رو خاموش کرد و به اتاق بغلی رفتن(اتاق جونگ کوک)
ته: خب تو روی تخت بخواب من روی مبل
کوک: عمرا تو روی تخت می خوابی من روی مبل
ته: با... باشه
روی تخت دراز کشید: شبت بخیر جونگ کوک
کوک: شب بخیر تهیونگ من اینجام خیالت راحت
ته:ممنون
چشماش رو بست و بعد مدت کوتاهی خوابش برد جونگ کوک که روی مبل دراز کشیده بود نگاهی کوتاه به تهیونگ کرد
ویو جونگ کوک: چهره اش توی خواب هم...بازم جذابه آه...چشماش رو بست و بعد مدتی خوابش برد
اتاق تاریک بود دستش رو روی ترقوه اش و بعد گردنش کشید صدای نفس های تند میومد زمزمه کرد: داری دیوونه ام می کنی کیم تهیونگ...
شرط: بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
کوک: هی تهیونگ خوبی؟
ته: آره الان خوبم...عه ببخشید
سریع از جونگ کوک فاصله گرفت فیلم بعد یه مدت تموم شد
کوک: شب بخیر
ته: شب بخیر
به اتاقش رفت سریع لامپ اتاق رو روشن کرد و به wc رفت
شروع کرد مسواک زدن همش احساس می کرد کسی رو توی آینه می بینه
آخر سرسریع دهنشو شست وسریع از wc بیرون اومد و از اتاق بیرون رفت که به یکی خورد اومد داد بزنه
کوک: هی آروم باش منم،چی شده؟
تهیونگ نفس راحتی کشید:
جو جونگ کوک فکنم یکی توی اتاقمه
کوک اخمی کرد : تو اتاقته؟ کجا بود؟
وارد اتاق شد
ته: توی دستشویی
جونگ کوک در دستشویی رو باز کرد دید کسی نیست کل اتاق رو هم زیرو رو کرد
کوک: کسی نیستش
ته: شاید توهم زدم
کوک: چقد من گفتم فیلمه رو نبینیم، کار دیگه ای باهام نداری؟
ته: ن نه
جونگ کوک از اتاق داشت بیرون می رفت که وایساد
کوک: میخوای...بیای اتاق من؟
ته: اتاق تو؟(شوک)
کوک:آره ق... قصد خاصی ندارم به خاطر اینکه می ترسی گفتم
ته: م می دونم اشکال نداره بیام؟
کوک: نه چه اشکالی بیا
دست تهیونگ رو گرفت چراغ اتاق رو خاموش کرد و به اتاق بغلی رفتن(اتاق جونگ کوک)
ته: خب تو روی تخت بخواب من روی مبل
کوک: عمرا تو روی تخت می خوابی من روی مبل
ته: با... باشه
روی تخت دراز کشید: شبت بخیر جونگ کوک
کوک: شب بخیر تهیونگ من اینجام خیالت راحت
ته:ممنون
چشماش رو بست و بعد مدت کوتاهی خوابش برد جونگ کوک که روی مبل دراز کشیده بود نگاهی کوتاه به تهیونگ کرد
ویو جونگ کوک: چهره اش توی خواب هم...بازم جذابه آه...چشماش رو بست و بعد مدتی خوابش برد
اتاق تاریک بود دستش رو روی ترقوه اش و بعد گردنش کشید صدای نفس های تند میومد زمزمه کرد: داری دیوونه ام می کنی کیم تهیونگ...
شرط: بالای ۲۵ لایک
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۱۲.۰k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط