ددی جذاب من

ددی جذاب من
part three

ویو جیمین
امروز قرار بود یه مهمونی برگزار بشه که من توش با یه دختر نامزد کنم ولی فک کنم اون دختر هم مثل بقیه هرزه اس رفتم و آماده شدم و یه تیپ خیلی هات زدم و کلتم رو بستم روی کمرم و راه افتادم به سمت بار

ویو ا ت
رفتم داخل خیلی بوی دود و الکل میومد به زور می‌تونستم جایی رو ببینم وقتی نگاه به کسایی که اونجا بودن کردم خیلی تعجب کردم همه لباس هایی پوشیده بودن که انگار آماده باش بودن ( برای حمله ) پس واسه همین پدر گفت این لباس رو بپوشم پدرم رو پیدا کردم و رفتم پیشش
- سلام بابایی
پ.ت : سلام دخترم
پ.ت : چقدر این لباس بهت میاد
- میگم بابا امشب خبریه همه اینجوری تیپ زدن؟
پ.ت : قرار امشب حمل اسلحه داشته باشیم و همه آماده باشن که اگه حمله شد اتفاقی نیوفته ، راستی این کلت رو بگیر
- کلت رو گرفتم من از بچگی مهارت های رزمی کار کردم و کار با اسلحه رو خیلی حرفه ای بلدم
- بابایی من قراره با کی ازدواج کنم؟
پ.ت : با......

خماری 🤤
اسلاید دو لباس جیمین
اسلاید سه کلت جیمین
کلت ا ت مشکی ساده هس دیگه خودتون تصور کنید😁
دیدگاه ها (۱)

ددی جذاب منpart fourپ.ت : با پارک جیمین- وقتی این اسم رو شنی...

اسلاید اول خونه جیمیناسلاید دوم اتاق ا ت و جیمین

ددی جذاب منpart two- داشتم صبحانه میخوردم چیزی شده؟پ.ت : نه ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط