{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلمم گفت:

معلمم گفت:
زندگی را تعريف كن
گفتم زندگی تعريف كردنی نيست
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد
سالها بعد كه او را ديدم، پير شده
بود و عصا به دست راه می رفت

جلو رفتم و گفتم:
زندگی را تعريف كن، آرام
خنديد و گفت: نمره ات بيست
زندگی را بايد زيست...🌸🍃

‌‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

وقتی به بالای قله برسیشاید همه دنیا تو را نبیننولی تو همه دن...

سیاست یک خانم اصفهانی برای روز مرد👇حاج آقا شوما که خودِت زیب...

زندگی هرگز کهنه نمی شود...این ذهن است که قدیمی می شودوچون از...

چه زیبا گفت #نیما_یوشیجهرگز منتظر فرداى خيالى نباشسهمت را از...

فیک افسرده پارت دوم

𝓹𝓪𝓻𝓽 28ــــــــــفردا ویوـ ات ویوامروز ساعت چهار از تمرین بر...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط