{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم پیش پرستار امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن

رفتم پیش پرستار امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن
پرستار گفت ...تورج
گفتم .من تورج نیستم
گفت چرا تورج
گفتم خانوم من سلدام تورج نیستم
گفت حرف نزن سلدا
, باید بزنم تورج
گفتم امپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم بگو رگ
گفت رج
گفتم حالا بزن تورج!!!
دیدگاه ها (۱۰)

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻯﻣﭙﺮﺱ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻯ ﮐﻴﺴﺖ !ﺳﻘﻒِ ﺣﺮﻡ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﻴﺨﺎﻧﻪﻳﮑ...

سلام شبتون بخیر

راز تحول مثبتبسیاری از اضطراب ها وبی قراری های تونتیجه آن اس...

✅چگونه ماندگاری مواد غذایی را بیشتر کرده و ریسک بیماری را پا...

بچه ها خیلی ببخشید دیر به دیر می زارم اصلا حالم خوب نی سگ سر...

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط