رفتم پیش پرستار امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن
رفتم پیش پرستار امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن
پرستار گفت ...تورج
گفتم .من تورج نیستم
گفت چرا تورج
گفتم خانوم من سلدام تورج نیستم
گفت حرف نزن سلدا
, باید بزنم تورج
گفتم امپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم بگو رگ
گفت رج
گفتم حالا بزن تورج!!!
پرستار گفت ...تورج
گفتم .من تورج نیستم
گفت چرا تورج
گفتم خانوم من سلدام تورج نیستم
گفت حرف نزن سلدا
, باید بزنم تورج
گفتم امپول ماله منه چرا بزنی به تورج
گفت خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج
یکم فکر کردم گفتم بگو رگ
گفت رج
گفتم حالا بزن تورج!!!
- ۱۲.۶k
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط