Part 17
Part 17
جیهوپ:یعنی تو دیگه کوک رو دوست نداری؟؟
نونا:معلومه دیگه چرا وقتی یه نفرو دوست داره... دوسش داشته باشم؟
جیهوپ:اهااا
نونا:
جیهوپ:خب نونا من میخواستم یه چیزی بهت بگم... امیدوارم ناراحت نشی... میشه اگه دیگه کوک رو دوست نداری... اگه... اگه نتونستی بهش برسی بعدش... بعد کوک به من فکر کنی؟
نونا:چی؟
جیهوپ:من ازت خوشم میاد
نونا:راجبش فکر میکنم
و از ماشین پیاده شد
منم رفتم به عمارت بچه ها پشت اتاق کوک بودن میگفتن نمیاد بیرون منم بدون تفاوت رفتم تو اتاقم و درو بستم لعنت به کوک که سرش داد زد یهو صدای زنگ در اومد... اون دختره لونا با پدرش
جیهوپ:یعنی تو دیگه کوک رو دوست نداری؟؟
نونا:معلومه دیگه چرا وقتی یه نفرو دوست داره... دوسش داشته باشم؟
جیهوپ:اهااا
نونا:
جیهوپ:خب نونا من میخواستم یه چیزی بهت بگم... امیدوارم ناراحت نشی... میشه اگه دیگه کوک رو دوست نداری... اگه... اگه نتونستی بهش برسی بعدش... بعد کوک به من فکر کنی؟
نونا:چی؟
جیهوپ:من ازت خوشم میاد
نونا:راجبش فکر میکنم
و از ماشین پیاده شد
منم رفتم به عمارت بچه ها پشت اتاق کوک بودن میگفتن نمیاد بیرون منم بدون تفاوت رفتم تو اتاقم و درو بستم لعنت به کوک که سرش داد زد یهو صدای زنگ در اومد... اون دختره لونا با پدرش
- ۱۳۹
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط