عجیب نیست
عجیب نیست
حلقه ای که دست تو انداخته اند
گلوی من را می فشارد!
آه ای بهار از دست رفته
زمستانِ تنهایی
لبخند را از لبانم گرفته است
وهیچ شومینه ای
جای آغوشت را پُر نمی کند!
ببخش که برای دلگرمی شعر هم که شده
مجبورم عکس هایت را بسوزانم!
حلقه ای که دست تو انداخته اند
گلوی من را می فشارد!
آه ای بهار از دست رفته
زمستانِ تنهایی
لبخند را از لبانم گرفته است
وهیچ شومینه ای
جای آغوشت را پُر نمی کند!
ببخش که برای دلگرمی شعر هم که شده
مجبورم عکس هایت را بسوزانم!
- ۸۰۵
- ۱۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط