سناریو ران پارت نمیدونم چند

سناریو ران پارت نمیدونم چند

ویو ات:منتظر ران نشسته بودم یهو صدای در زدن اومد ران اومد داخل و
ران:هوی جوجه پاشو بریم
ات:*بلند شدن*من جوجه نیستم😾😑
ران:تو که راس میگی*ریز خنده*(مگه ریز پرندس🗿💔اصن من چی میگم🗿💔)
ویو یه بنده خدایی(نویسنده):ات و ران رفتن پایین و همه خودشونو به ات معرفی کردن و ات هم همچنین(چی دارم میگم،بد میگن تریاک عوارض نداره🗿💔)
ات بعداز معرفی رفت تو اتاقش ومنتظر وقت ناهار شد و داشت با خودش میگف
ات:هعیییی اون یارو کوکونویه موهاش از من بلندتره🗿💔(حرف دل خودمو از دید ات زدم😑)
داشت به اینا فک میکرد که یهو یکی مثل گا_چیز یعنی درو با شتاب باز کرد،پلنگ صورتی مامانش بو_🤌🥹
چیز یعنی هاروچیو بود،ات یمتر پرید هوا جوری که کلش خورد به سقف
سانزو:هعی ات یه نفر دنبالت میگرده یکم بهم شباهت دارین ولی بهش میخورد لاشی باشه،داداشته؟
ات که سری فهمید کیه (پسر عمش بود یا عموش؟🗿)گفت
ات:نه اون عوضی داداشم نیس منو ببر پیشش


ادامه ندا_چیز یعنی دارد دارد بگم ندارد جر میخورم،اصنم شرمنده نیستم که کوتاه بو_🤡
دیدگاه ها (۴)

سناریو ران نمیدونم چندمات و سانزو رفتن پیش کسی که اومده بود ...

اون سناریویی که نقشای اصلیش ران و ریندو بودن آپ نمیشه😭

اینو مد نکنن صلوات🗿💔📿

اینارو میبینم انگیزه میگیرم یکم کون گشادی رو بزارم کنار🥲مرسی

رمان فیک پارت9ببخشید یه دور نوشتم از سال نشد کامل پاک شد مجب...

playmate_p45

عشق در دل مافیاپارت ۱۲آنچه گذشت: آماده شودم و رفتم پایین که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط